تعریف معماری در فرهنگ لغت
تعریف معماری در فرهنگ لغت عبارت است از: هنر و علم طراحی و بنای ساختمان

معماری چیست؟ (تعاریف معماری):به عقیده ی اکثر معماران برجسته معماری فراتر از این است.معماری به عنوان اجتماعيترين هنر بشري با فضای اطراف انسان مرتبط است. حضور فضا، بنا و شهر از گذشته تا امروز و در آينده، لحظهاي از زندگي روزمره آدميان غايب نبوده و نخواهد بود. اصول زیباییشناسی برگرفته از هنر، علم و ریاضیات در طراحی معماری مورد استفاده قرار میگیرند، مثل کاربرد خط، شکل، فضا، نور و رنگ برای ايجاد یک الگو، توازن، ریتم، کنتراست و وحدت. این عناصر در کنار هم به معماران اجازه میدهند تا ساختمانهای زیبا و مفید خلق کنند. به بیان بهتر، اصول زیباییشناسی به اضافه جنبههای ساختاری به ساختن یک ساختمان موفق کمک میکند.
موضوع معماری درباره فضاست. تعاريف مختلفي كه تاكنون از معماري ارائه شده است، اغلب به گونهاي بر اهميت فضا در معماري تاكيد ميكنند، بطوريكه وجه مشترك بسياري از اين تعاريف، در تعريف معماري به عنوان فن سازماندهي فضا است. به عبارت ديگر موضوع اصلي معماري اين است كه چگونه فضا را با استفاده از انواع مصالح و روشهاي مختلف، به نحوي خلاق سازماندهي كنيم. از ديدگاه اگوست پره(Auguste Perret) ، معماري هنر سازماندهي فضاست و اين هنر از راه ساختمان بيان ميشود. ادوارد ميلر اپژوكوم (Edvard Miller Upjokom) نيز معماري را هنر ساختن و هدف كلي آن را محصور كردن فضا براي استفاده بشر تعريف ميكند. به گفته لامونت مور (Lamont Moore) نيز معماری هنر محصور کردن فضا جهت استفاده بشر است. معماری یعنی تبدیل ذهنیت به کالبد عینی در قالب فرم -محتوا وعملکرد.
تعریف معماری :
لوکوربوزیه:
او در تعریف معماری نوشته است:
” معماری بازی استادانه، صحیح و باشکوه تودههایی است که در روشنایی با یکدیگر جمع میشوند.
چشمان ما برای مشاهدهی صورت ها (فرم ها) در روشنایی ساخته شدهاند، نور و سایه این صورت ها را آشکار می کنند، مکعب ها، مخروط ها، کره ها، استوانه ها یا هرم ها صورت های بزرگ اولیهای هستند که نور آن را به گونهای ممتاز آشکار میکند، تصویر این صور در درون ما و بدون ابهام متمایز و ملموس است. به همین دلیل است که این ها صور زیبا، زیباترین صوراند. همه کس، از کودک گرفته تا وحشی و ما بعد الطبیعه دان با این مطلب موافق است. این امر به ماهیت هنرهای تجسمی مربوط میشود.
معماری مصری، یونانی یا رومی، معماری منشورها، مکعب ها و استوانه ها، هرم ها یا کرههاست. اهرام، معبد لوکسور، پارتنون، کولیزیوم، ویلای هادریان. معماری گوتیک، دراساس، بر کرهها، مخروط ها و استوانه ها استوار نیست. فقط صحن اصلی کلیسا بیان صورتی ساده اما به هندسهی پیچیدهای از مرتبهی دوم (قوس های متقاطع) است. به همین دلیل است که یک کلیسای جامع چندان زیبا نیست و ما در آن به دنبال معوض هایی از نوع ذهنی خارج از هنر تجسمی میگردیم. یک کلیسای جامع از نظر ما به عنوان راه اصلی استادانه برای مسئلهای دشوار جالب است. اما مسئلهای که فرضهای آن به نادرست بیان شدهاند، زیرا از صورت بزرگ اولیه (اصلی) ناشی نمیشوند. کلیسای جامع یک کار تجسمی نیست، بلکه یک درام است؛ مبارزهای است علیه نیروی ثقیل، که احساس طبیعتی احساساتی است. ” (لوکوربوزیه؛ 1381: 207و208)
ادموند بیکن:
” معماری بیان فضا است به نحوی که در شرکت کننده، تجربه ی معینی از فضا در ارتباط با تجارب پیشین و آتی ایجاد کند.“ (بیکن؛ 1378 : 18)
معماری ترکیب مخاطزه آمیزی از توانایی و ناتوانی است.
که ظاهرا گرفتار “شکل دادن” به دنیا است. ذهن معماران برای فعال شدن ، بستگی به تحریک دیگران – مشتریان، اشخاص یا موسسات- دارد. بنابراین، تصادف، زیر بنای نهفته ی زندگی همه ی معماران است. آنها با سلسله ای از خواسته ها مواجه می شوند؛ با پارامتر هایی که آنها ایجاد نکرده اند، در کشورهایی که آنها به سختی با آن آشنا هستند، و در باره ی موضوعاتی که معماران فقط به طور مبهم با آن آشنا هستند، و منتظر روبرو شدن با مشکلاتی هستند که در مغز آنها تثبیت نشده است و این برای معماران بسیار تعجب آور است. معماری در تعریف، یک سرگذشت پر هرج و مرج است. ” (کولهاس؛ 1385: 2)

محمد منصور فلامکی
” معماری، ایده ها و ارزش هایی را به وسیله ی سیستمی از علائم بصری بیان می کند.“ (فلامکی؛ 1380: 131)
منوچهر مزینی:
ایشان در مقدمه ی مفصلی که بر کتاب عرصههای زندگی جمعی و زندگی خصوصی نوشته است، شش عامل ارزشیابی معماری را مورد توجه قرار داده است: ” این عوامل بر معماری تأثیر میگذارند یا از آن تأثیر میپذیرند و یا اصولاً اساس معماری را پدید میآورند. این شش عامل را به ترتیب زیر میتوان توصیف کرد:
“1- محیط: هیچ اثر معماری را نمیتوان و نباید بدون توجه به محیط طرح کرد و ساخت، زیرا محیط هم بر معماری تأثیر بسیار دارد و هم از آن تأثیر میپذیرد. مراد از محیط، در این بحث کلیه عوامل طبیعی و یا ساخته و پرداخته انسان است، که اثر معماری در جوار آن و یا در میان آن ساخته میشود.
2- مردم: در معماری اساسی ترین عامل مردماند. از این رو، معنای هر اثر معماری بدین اصل وابسته است که این اثر معماری تا چه اندازه آسایش مردم را تأمین میدارد و در پاسخ به نیازهای ایشان کارا است. البته مردم نه تنها از نظر بیوگرافی: تعداد، جنس و ساخت و نکاتی مانند آن در معماری اهمیت دارند و در تحلیلهای معماری باید شناسائی شوند، بلکه نیازها، خواستها، عادات، اعتقادات، باورها و شیوه زندگی مردم در معماری اهمیت فوقالعاده و اساسی دارند.
3- امکانات: تمام عوامل اعم از کالبدی یا غیر کالبدی «ذات یا معنی» است که سبب تحقق یک اثر معماری میشود. هنگامی که امکانات شامل مصالح و روشهای ساختمانی میشود، از معماری جدائیناپذیرند. امکانات تنها ذاتی و یا کالبدی نیستند. امکانات مالی نیز ممکن است باعث تحقق یک پروژه معماری شود و یا آن را زنده به گور سازد.
4- اندازه ها و استانداردها: کتب و مراجعی که تعیین میکنند فعالیتهای گوناگون آدمی، از نظر معماری به چه میزان فضا نیاز دارد. همچنین بسیاری از عوامل معماری همچنان در و پله و سقف اندازههای معین و استاندارد شدهای یافتهاند. اندازهها و استانداردها در معماری از یک طرف در پاسخ به نیازهای کالبدی آدمی باید در معماری پاسخ گفته شوند، اما از تأثیر آنها بر روان آدمی غافل نباید بود. ممکن است یک فضای معماری به خوبی طرح شده باشد و واجد همه اسباب و وسائلی که برای آسایش زندگی لازم است مانند میز، صندلی، کولر و بخاری باشد، اما صرفاً به علت اندازه نامناسب خود و محدودیتی که ممکن است در آزادی حرکت و دید فراهم آورد بر ساکن خود فشارهای روانی وارد آورد.
5- نظم فضائی: معماری به حکم ماهیت خود در فضا تحقق می یابد و چون چنین است به نظم فضائی نیاز دارد. از این رو، هر چقدر خوب روابط اجزاء معماری را در دو بعد تنظیم کنیم، آن چه در حقیقت باید مورد توجه قرار گیرد روابط اجزای معماری در فضا و نظم آنها است. اما فضاها نه تنها باید پاسخگوی نیازهای مادی آدمی باشند، بلکه از تأثیر غیر مادی(روانی) فضاهای معماری نباید غافل بود. چون معماری باید مدام در پی آن باشد که علاوه بر آسایش بر یکنواختی و کسالت ناشی از زندگی عادی بر خور و خواب فائق آید، ایجاد فضاهائی که محظوظکننده باشد و روح و ذهن را بنوازد، اهمیت فوق العاده دارد. فضاهای معماری منشاء احترام، شادمانی، بیم، چیرگی، عبودیت، وحدت و کیفیاتی نظیر آن ها بوده اند.
اصطلاحاتی چون حجم های پر و خالی، فضاهای عمومی و فضاهای خصوصی، فضاهای باز و فضاهای بسته اکنون اصطلاحاتی شناخته شده در معماری هستند. از اهم وظائف معماری پدید آوردن سازمان و نظامی است که پیوند این فضاها را با مشخصاتی که ذکر آن گذشت، میسر دارد.

سلام